فرهنگ آریان‌پور

فرو افتادن به طور ناگهان و محکم

#۱۴۵٬۵۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

slump

زمین باتلاقى، کاهش فعالیت، رکود، دوره رخوت، افت، ریزش، یکباره پایین آمدن یا افتادن، یکباره فرو ریختن، سقوط کردن، خمیده شدن