فرهنگ آریانپور
فرنود
#۱۴۵٬۴۸۱
proof
دلیل، گواه، نشانه، مدرک، اثبات، مقیاس خلوص الکل، محک، چرکنویس، برهان
reason
دلیل استدلال کردن، دلیل، سبب، علت، عقل، خرد، شعور، استدلال کردن، دلیل و برهان آوردن
warrant
سند عندالمطالبه، گواهى کردن، تضمین کردن، گواهى، حکم
documentation
مستند سازى، مستندات، ارائه اسناد یا مدارک، توسل بمدارک و اسناد، اثبات با مدرک
justification
توجیه، دلیل آورى، مجوز، هم ترازى