فرهنگ آریان‌پور

فرموک

#۱۴۵٬۴۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

distaff

آلتى که گلوله پشم نریشته را روى آن نگاه داشته و پس از ریشتن به دور دوک مى پیچند، (مج) نفوذزنان، زن، فرموک، دشکى

۲

top

سر، نوک، فرق، رو، قله، اوج، راس، روپوش، کروک، رویه، درجه یک فوقانى، کج کردن، سرازیر شدن، بالا، فوقانى، عالى