فرهنگ آریان‌پور

فرمودن

#۱۴۵٬۴۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

bid

(past: bid, bade ; past participle: bid, bidden) ـ فرمودن، امر کردن، دعوت کردن، پیشنهاد کردن، توپ زدن، خداحافظى کردن، قیمت خریدرا معلوم کردن، مزایده، پیشنهاد

۲

bidden

(past: bid, bade ; past participle: bid, bidden) ـ فرمودن، امر کردن، دعوت کردن، پیشنهاد کردن، توپ زدن، خداحافظى کردن، قیمت خریدرا معلوم کردن، مزایده، پیشنهاد

۳

prescribe

تجویز کردن، نسخه نوشتن، تعیین کردن