فرهنگ آریان‌پور

فرمایش

#۱۴۵٬۴۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

order

راسته، دسته، طبقه، زمره، صنف، آئین و مراسم، فرقه یا جماعت مذهبى، گروه خاصى، انجمن، دسته اجتماعى، سامان، نظم، انتظام، آرایش، رسم، آئین، مقام، مرتبه، سبک، طرز، مرحله، نوع، دستور، امر، درمان، امریه، فرمایش، حواله، برات دستور دادن، منظم کردن، سفارش دادن، تنظیم کردن، ترتیب، رتبه، سفارش، مرتب کردن

۲

command

فرمان، فرمایش، سرکردگى، فرماندهى، فرمان دادن، حکم کردن، امر کردن

۳

bidding

(past: bid, bade ; past participle: bid, bidden) ـ فرمودن، امر کردن، دعوت کردن، پیشنهاد کردن، توپ زدن، خداحافظى کردن، قیمت خریدرا معلوم کردن، مزایده، پیشنهاد

۴

ordinance

فرمان، امر، حکم، مشیت، تقدیر، آئین

۵

prescription

صدور فرمان، امریه، نسخه نویسى، تجویز، نسخه