فرهنگ آریانپور
فرمانروایی
#۱۴۵٬۴۰۳
rule
قاعده، دستور، حکم، بربست، قانون، فرمانروایى، حکومت کردن، اداره کردن، حکم کردن، گونیا، خط کش
empire
امپراتورى چند کشور که در دست یک پادشاه باشد، فرمانروایى
sway
این سو و آن سو جنبیدن، تاب خوردن، در نوسان بودن، تاب، نوسان، اهتزاز، سلطه حکومت کردن، متمایل شدن یا کردن و به عقیده اى
mastery
اربابى، سلطه
scepter
عصاى سلطنتى، قدرت یا اقتدار سلطنتى، گرزه، داراى قدرت و اختیارات سلطنتى بودن
dominion
سلطنت، حکومت، ملک (molk)، قلمرو
lordship
لردى، اربابى، آقایى، سیادت، بزرگى
sovereignty
(sovranty =) ـ سلطه، حق حاکمیت، پادشاهى، قدرت