واژههای فارسی←فرماندار مستملکاتفرهنگ آریانپورفرماندار مستملکات#۱۴۵٬۳۵۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱proconsul(روم قدیم) افسر داراى بعضى اختیارات کنسولى، فرماندار، فرماندار مستملکاتواژههای نزدیک در الفبافرجامیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیفرجامینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیفرجودمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیفرجهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیفرجه دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیفرجه در مسابقات و بازیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر