فرهنگ آریانپور
فرمانبردار
#۱۴۵٬۳۴۵
biddable
فرمانبردار، مطیع، (در بازى ورق) داراى دست قوى که قابل توپ زدن باشد، پیشنهاد شدنى
obedient
فرمانبردار، مطیع، حرف شنو، رام
obsequious
چاپلوس، متملق، سبزى پاک کن، فرمانبردار
subordinate
تابع، مادون، مرئوس، وابسته، فرعى، پایین تر، تابع قرار دادن، زیردست یا مطیع کردن، فرمانبردار
tame
رام، اهلى، بیروح، بیمزه، خودمانى، راه کردن
loyal
باوفا، وفادار، صادق، وظیفه شناس، صادقانه، ثابت، پا برجاى، مشروع