فرهنگ آریان‌پور

فرمان راندن

#۱۴۵٬۳۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

command

فرمان، فرمایش، سرکردگى، فرماندهى، فرمان دادن، حکم کردن، امر کردن