فرهنگ آریان‌پور

فرمان

#۱۴۵٬۲۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

edict

فرمان، حکم، قانون

۲

firman

فرمان

۳

charter

فرمان، امتیاز، منشور، اجازه نامه، دربست کرایه دادن، پروانه دادن، امتیازنامه صادر کردن

۴

command

فرمان، فرمایش، سرکردگى، فرماندهى، فرمان دادن، حکم کردن، امر کردن

۵

rescript

فرمان، حکم، دستخط، فتواى پاپ، رساله

۶

sanction

فرمان، فتواى کلیسایى، سوگند، تصویب، جواز، تائید رسمى، داراى مجوز قانونى دانستن، ضمانت اجرایى معین کردن، ضمانت اجرایى قانون

۷

ordinance

فرمان، امر، حکم، مشیت، تقدیر، آئین

۸

commandment

فرمان، حکم، دستور خدا

۹

bull

گاو نر، نر، حیوانات نر بزرگ، فرمان، مثل گاو نر رفتار کردن، (آمر) بى پروا کار کردن

۱۰

hest

(ک.) امر، فرمان، امریه، وعده

۱۱

assize

محکمه، محکمه ى جنایى، هیئت قضات یا منصفه، (در جمع) نرخ قانونى، واحد وزن و پیمانه، فرمان، مشیت

۱۲

decree

حکم کردن، حکم، فرمان

۱۳

mandate

وکالت نامه، قیمومت، حکم، فرمان، تعهد، اختیار

۱۴

precept

حکم، امر، فرمان، امریه، خطابه، مقررات، نظامنامه، پند، قاعده اخلاقى

۱۵

institute

انجمن علمى، بنگاه فرهنگى، بنیاد گذاشتن، بنیاد نهادن، برقرار کردن، تاسیس کردن، موسسه، بنداد، بنگاه، بنیاد، انجمن، هیئت شورا، فرمان، اصل قانونى، مقررات

۱۶

commission

ماموریت، تصدى، حق العمل، فرمان، حکم، هیئت، مامورین، کمیسیون، انجام گماشتن، ماموریت دادن

۱۷

ordonnance

ترتیب، وضع، حکم، فرمان، سبک معمارى