فرهنگ آریان‌پور

فرق

#۱۴۵٬۲۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

top

سر، نوک، فرق، رو، قله، اوج، راس، روپوش، کروک، رویه، درجه یک فوقانى، کج کردن، سرازیر شدن، بالا، فوقانى، عالى

۲

head

نوک، سر، کله، راس، عدد، ابتدا ى، انتها، دماغه، دهانه، رئیس، سالار، عنوان، موضوع، منتها درجه، موى سر، فهم، خط سر، فرق، سرصفحه، سرستون، سر درخت، اصلى، عمده، مهم سر گذاشتن به، داراى سر کردن، ریاست داشتن بر، رهبرى کردن، دربالا واقع شدن head ـ (58)

۳

odds

نابرابرى، فرق، احتمال و وقوع، تمایل به یک سو، احتمالات، شانس، عدم توافق، مغایرت

۴

difference

تفاضل، فرق، تفاوت، اختلاف، (ریاضى) تفاوت

۵

inequality

نا برابرى، عدم تساوى، اختلاف، فرق، ناهموارى، نابرابرى، نامساوى

۶

distinction

تمیز، فرق، امتیاز، برترى، ترجیح، رجحان، تشخیص

۷

contradistinction

تمیز، تشخیص، فرق

۸

part

چندى، یک چند، تاحدى، نسبتا، در یک جزء، تا یک اندازه

۹

parting

پاره، بخش، خرد، جزء مرکب چیزى، جزء مساوى، عنصر اصلى، عضو، نقطه، مکان، اسباب یدکى اتومبیل، مقسوم، تفکیک کردن، تفکیک شدن، جدا شدن، جدا کردن، نقش بازگیر، برخه، جزء، قطعه، جداشدن part

۱۰

preference

برترى، رجحان، ترفیع، مزیت، اولویت، تقدم، صلیقه

۱۱

discrepancy

اختلاف، تفاوت، مورد اختلاف