فرهنگ آریانپور
فرفره
#۱۴۵٬۱۹۳
pinwheel
فرفره، فرفره اى، چرخ سنجاقى، چرخ دنده
whirligig
فرفره، گرش، چرخک، (جانور شناسى) سوسکى که روى آب چرخ مى خورد، تصور واهى
gig
هر چیز چرخنده، درشکه تک اسبه که دو چرخ دارد، نوعى کرجى پارویى یا بادبانى، نیزه، (معنى مجازى) فرفره، چیز غریب و خنده دار، آدم غریب، شوخى، خنده دار، نیزه ماهى گیرى، قایق پارویى سریع السیر، با زوبین ماهى گرفتن، سیخ زدن، کردن، خوابدار کردن
spin
(past: spun, span ; past participle: spun) ـ فرفره، چرخش (به دور خود)، (دور خود) چرخیدن، ریسیدن، رشتن، تنیدن، به درازا کشاندن، چرخاندن
top
سر، نوک، فرق، رو، قله، اوج، راس، روپوش، کروک، رویه، درجه یک فوقانى، کج کردن، سرازیر شدن، بالا، فوقانى، عالى
gyration
چرخش، گردش، چرخشى