واژههای فارسی←فرعی - نماینده -فرهنگ آریانپورفرعی - نماینده -#۱۴۵٬۱۷۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱subagentعاملیت جزء، عامل دست دوم، نماینده فرعىواژههای نزدیک در الفبافرجامیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیفرجامینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیفرجودمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیفرجهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیفرجه دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیفرجه در مسابقات و بازیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر