فرهنگ آریان‌پور

فرعی - لوازم -

#۱۴۵٬۱۶۱

معنی‌های انگلیسی
۱

accessory

فرعى، معین، (حقوق) همدست، معاون، شریک (جرم)، نمائات و نتایج (در جمع)، لوازم یدکى، (حقوق) تابع، لاحق، فروع و ضمائم، منضمات، لوازم فرعى، دعواى فرعى، هم دست