فرهنگ آریان‌پور

فرعی - صفت -

#۱۴۵٬۱۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

adjunct

الحاقى، افزوده، فرعى، ملازم، ضمیمه، معاون، یار، کمک (دستور زبان، منطق) فرع، قسمت الحاقى، صفت فرعى