فرهنگ آریان‌پور

فرعی

#۱۴۵٬۱۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

ancillary

فرعى، معین، کمک، دستیار، تابع، مستخدم بومى، مربوط به کلفت، کمکى

۲

incidental

فرعى، ضمنى، تابع، غیر مهم، اتفاقى، لازم، رخ دهنده، محتمل الوقوز

۳

by

به دست، بتوسط، با، به وسیله، از، بواسطه، پهلوى، نزدیک، کنار، از نزدیک، از پهلوى، از کنار، درکنار، از پهلو، محل سکنى، فرعى، درجه دوم

۴

adjunct

الحاقى، افزوده، فرعى، ملازم، ضمیمه، معاون، یار، کمک (دستور زبان، منطق) فرع، قسمت الحاقى، صفت فرعى

۵

shunt

ترن را بخط دیگرى انداختن، منحرف کردن، تغییر جهت دادن، از میان بردن، کنار گذاشتن، موازى، مقاومت موازى shunt عامیانه‌ smalltime راه‌

۶

fringe

حاشیه، سجاف، کناره، حاشیه دار کردن، ریشه گذاشتن به، چتر زلف، چین، لبه

۷

support

پشتیبانى، تکیه گاه، حمایت کردن، تایید کردن، تحمل کردن، متکفل بودن، نگاهدارى، تقویت، تائید، کمک، پشتیبان زیر برد، زیر برى، پشتیبانى کردن

۸

outside

بیرون، برون، ظاهر، محیط، دست بالا، برونى

۹

auxiliary

معین، کمک دهنده، امدادى، کمکى

۱۰

supporting

پشتیبانى، تکیه گاه، حمایت کردن، تایید کردن، تحمل کردن، متکفل بودن، نگاهدارى، تقویت، تائید، کمک، پشتیبان زیر برد، زیر برى، پشتیبانى کردن support مدار یا مقاومت‌

۱۱

alternative

شق، شق دیگر، پیشنهاد متناوب، چاره، متناوب، تناوبى، دیگر

۱۲

circumstantial

تصادفى، مربوط به موقعیت