فرهنگ آریانپور
فرع
#۱۴۵٬۱۱۷
outgrwth
فرع، نتیجه، حاصل، برآمدگى، گوشت زیادى
sub
(پیشوند) خرده، زیر، تحت، تابع، مادون، فرع، جاى کسى را گرفتن، جایگزین کردن
branch
شاخه، شاخ، فرع، شعبه، رشته، بخش، شاخه شاخه شدن، منشعب شدن، گل و بوته انداختن، جوانه زدن، به راه جدیدى رفتن، انشعاب
offshoot
شاخه نورسته، جوانه، ترکه، فرع، انشعاب، شعبه، مشتق
corollary
نتیجه، فرع، همروند، استنباط، نتیجه فرعى
subsumption
رده بندى، مشمول، فرع، استقراء، نتیجه گیرى، استنتاج