فرهنگ آریان‌پور

فرع

#۱۴۵٬۱۱۷

معنی‌های انگلیسی
۱

outgrwth

فرع، نتیجه، حاصل، برآمدگى، گوشت زیادى

۲

sub

(پیشوند) خرده، زیر، تحت، تابع، مادون، فرع، جاى کسى را گرفتن، جایگزین کردن

۳

branch

شاخه، شاخ، فرع، شعبه، رشته، بخش، شاخه شاخه شدن، منشعب شدن، گل و بوته انداختن، جوانه زدن، به راه جدیدى رفتن، انشعاب

۴

offshoot

شاخه نورسته، جوانه، ترکه، فرع، انشعاب، شعبه، مشتق

۵

corollary

نتیجه، فرع، همروند، استنباط، نتیجه فرعى

۶

subsumption

رده بندى، مشمول، فرع، استقراء، نتیجه گیرى، استنتاج