فرهنگ آریان‌پور

فرصت

#۱۴۵٬۰۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

breather

فرصت، استراحت، مکث

۲

opportunity

فرصت، مجال، دست یافت، فراغت

۳

char

(charr =) ـ برگشتن، انجام دادن، کردن، بازگشت، فرصت، کار روز مزد و اتفاقى، ذغال، تبدیل به ذغال کردن، نیمسوز کردن، نیمسوز شدن، جسم زغال

۴

chare

برگشتن، انجام دادن، کردن، بازگشت، فرصت، کار روز مزد و اتفاقى

۵

space

فضا، وسعت، مساحت، جا، فاصله، مهلت، فرصت، مدت معین، زمان کوتاه، دوره، درفضا جا دادن، فاصله دادن، فاصله داشتن، فاصله گذاشتن

۶

chance

بخت، تصادف، شانس، فرصت، مجال، اتفاقى، اتفاق افتادن

۷

season

فصل، فرصت، هنگام، دوران، چاشنى زدن، ادویه زدن، معتدل کردن، خودادن

۸

vantage

برترى، بهترى، مزیت، تفوق، فرصت

۹

deliberation

سنجش، بررسى، اندیشه، تامل، فرصت، شور

۱۰

time

بموقع، بهنگام، بجا، به وقت، بگاه

۱۱

grace

توفیق، فیض، تائید، مرحمت، براز، زیبایى، خوبى، خوش اندامى، ظرافت، فریبندگى، دعاى فیض و برکت (قبل یا بعد از غذا)، خوش نیتى، بخشایندگى، بخشش، بخت، اقبال، قرعه، جذابیت، افسونگرى، مورد لطف قرار دادن، آراستن، زینت بخشیدن، فیض الهى بخشیدن، تشویق کردن، لذت بخشیدن، مشعوف ساختن grace occasion opening scope toehold

۱۲

leisure

با فراغت خاطر، تفریحانه، به آهستگى