فرهنگ آریان‌پور

فرشیم

#۱۴۵٬۰۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

detail

جزئیات، بتفصیل شرح دادن، جزء، تفصیل، تفاصیل، اقلام ریز، حساب ریز، شرح دادن، بتفصیل گفتن، به کار ویژه اى گماردن، ماموریت دادن

۲

section

مقطع، بخش، برش، برشگاه، قسمت، قطعه، دسته، گروه، دایره، قسمت قسمت کردن، برش دادن

۳

segment

قطعه، قطعه قطعه کردن، بخش، قسمت، حلقه، بند، مقطع، به بخش هاى مختلف تقسیم کردن

۴

division

تقسیم، بخش، قسمت، دسته بندى، طبقه بندى، (علوم نظامى) لشکر، (مجازى) اختلاف، تفرقه

۵

partition

جزء بندى کردن، افراز، تیغه، دیواره، وسیله یا اسباب تفکیک، حد فاصل، آپارتمان، تقسیم به بخش هاى جزء کردن، تفکیک کردن، جدا کردن

۶

department

دایره، حوزه، اداره گروه آموزشى، قسمت، شعبه، بخش

۷

ingredient

جزء، جزء ترکیبى، (در جمع) اجزاء، ذرات، داخل شونده، عوامل، عناصر