فرهنگ آریانپور
فرسوده کردن
#۱۴۴٬۹۹۴
fag
خرحمالى کردن، سخت کار کردن، جان کندن، خسته کردن، از پا درآوردن، حمال مفت، خدمتکار، سیگار
jade
ژاد، اسب پیر، یابو یا اسب خسته، زن هرزه، زنکه، (ک.) مرد بى معنى، دختر لاسى، پشم سبز، خسته کردن، از کار انداختن (در اثر زیاده روى) ـ
weary
بیزار، خسته، مانده، کسل، بیزار کردن، کسل شدن