فرهنگ آریان‌پور

فرسوده‌ کردن

#۱۴۴٬۹۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

fag

خرحمالى کردن، سخت کار کردن، جان کندن، خسته کردن، از پا درآوردن، حمال مفت، خدمتکار، سیگار

۲

jade

ژاد، اسب پیر، یابو یا اسب خسته، زن هرزه، زنکه، (ک.) مرد بى معنى، دختر لاسى، پشم سبز، خسته کردن، از کار انداختن (در اثر زیاده روى) ـ

۳

weary

بیزار، خسته، مانده، کسل، بیزار کردن، کسل شدن