فرهنگ آریانپور
فرسوده
#۱۴۴٬۹۸۹
attrited
فرسوده، سائیده
rusty
زنگ زده، فرسوده، عبوس، ترشرو
beaten
زده، کوبیده، چکش خورده، فرسوده، مغلوب
doting
زیاد مایل، شیفته (از روى نادانى)، خرف، فرسوده
effete
از کارافتاده، فرسوده، نیروى خود را از دست داده
forworn
(foreworn =) ـ مانده، وامانده، خسته، فرسوده
timeworn
کهنه، قدیمى، فرسوده
shot
(past: shot ; past participle: shot) ـ در کردن (گلوله و غیره)، رها کردن (از کمان و غیره)، پرتاب کردن، زدن، گلوله زدن، رها شدن، آمپول زدن، فیلمبردارى کردن، عکسبردارى کردن، درد کردن، سوزش داشتن، جوانه زدن، انشعاب، رویش انشعابى، رویش شاخه، درد، حرکت تند و چابک، رگه معدن washedout washedup
banal
پیش پا افتاده، مبتذل، معمولى، همه جایى brokendown
seedy
تخمى، تخم دار، به تخم افتاده، مندرس، از کار افتاده
shabby
پست، دون، نخ نما، کهنه، ژنده
raddled
شکسته شده، پوشیده شده، اشتباه شده
careworn
غمگین، مضطرب