فرهنگ آریان‌پور

فرسودگی

#۱۴۴٬۹۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

frazzle

فرسودگى، سائیدگى، آشفتن

۲

wear and tear

فرسودگى عادى

۳

fatigue

خستگى، فرسودگى، فرسودن، کوفتگى، رنج، خسته شدن

۴

exhaustion

خستگى، فرسودگى exhaustion seediness

۵

wear

(past: wore ; past participle: worn) ـ فرسایش، فرسودن، پوشیدن، سائیدن، در بر کردن، بر سر گذاشتن، پا کردن (کفش و غیره)، عینک یا کراوات زدن، دوام کردن، پوشاک

۶

slippage

سرش، افت، لغزش، میزان لغزش یا کم و زیادى چیزى از حد عادى آن، سرک tiredness