فرهنگ آریان‌پور

فرساینده

#۱۴۴٬۹۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

gnawing

خاییدن، گاز گرفتن، کندن (با گاز یا دندان)، تحلیل رفتن، فرسودن، مانند موش جویدن، سائیدن

۲

erosive

سایش دهنده، فرسایشگر

۳

grueling

اماج، فرنى، حریره، تنبیه، فرسوده کردن، عاجز کردن، ناتوان کردن

۴

gruelling

اماج، فرنى، حریره، تنبیه، فرسوده کردن، عاجز کردن، ناتوان کردن

۵

strenuous

با حرارت، مصر، بلیغ، فوق العاده، فعال، شدید wearing