فرهنگ آریان‌پور

فرسایش

#۱۴۴٬۹۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

erosion

فرسایش، سایش، فساد تدریجى، تحلیل، سائیدگى

۲

wear

(past: wore ; past participle: worn) ـ فرسایش، فرسودن، پوشیدن، سائیدن، در بر کردن، بر سر گذاشتن، پا کردن (کفش و غیره)، عینک یا کراوات زدن، دوام کردن، پوشاک

۳

scuff

صداى خراش، خراش، فرسایش، سائیدن، کلش کلش کردن، بامشت حمله کردن، مشت خوردن

۴

weathering

طوفان هوا، فرسایش در اثر هوا، (معمارى) آبگیر

۵

fraying

ترس، وحشت، غوغا، نبرد، نزاع، ترساندن، هراسانیدن، جنگ کردن، سائیدن، فاقد نیرو کردن، ضعیف کردن، فرسوده شدن

۶

washout

آب بردگى

۷

abrasion

خراش، سایش، سائیدگى