فرهنگ آریانپور
فرسایش
#۱۴۴٬۹۲۷
erosion
فرسایش، سایش، فساد تدریجى، تحلیل، سائیدگى
wear
(past: wore ; past participle: worn) ـ فرسایش، فرسودن، پوشیدن، سائیدن، در بر کردن، بر سر گذاشتن، پا کردن (کفش و غیره)، عینک یا کراوات زدن، دوام کردن، پوشاک
scuff
صداى خراش، خراش، فرسایش، سائیدن، کلش کلش کردن، بامشت حمله کردن، مشت خوردن
weathering
طوفان هوا، فرسایش در اثر هوا، (معمارى) آبگیر
fraying
ترس، وحشت، غوغا، نبرد، نزاع، ترساندن، هراسانیدن، جنگ کردن، سائیدن، فاقد نیرو کردن، ضعیف کردن، فرسوده شدن
washout
آب بردگى
abrasion
خراش، سایش، سائیدگى