فرهنگ آریان‌پور

فرزند تعمیدی

#۱۴۴٬۸۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

godchild

طفلى که در موقع تعمید به پسر خواندگى روحانى شخص در مى آید، فرزند خوانده، بچه تعمیدى