فرهنگ آریان‌پور

فرز

#۱۴۴٬۸۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

outgrowth

فرز، نتیجه، حاصل، برآمدگى، گوشت زیادى

۲

spry

چابک، چالاک، زرنگ، فرز، باهوش، دانا briskly

۳

agile

چابک، زرنگ، فرز، زیرک، سریع الانتقال

۴

frisk

جست و خیز، حرکت تند و چالاک در رقص، تفتیش و جستجو (خصوصا براى اسلحه و اموال دزدى)، از خوشى جست و خیز کردن، تفتیش و جستجو کردن، بانشاط، مسرور، فرز

۵

quick

تند، چابک، فرز، چست، جلد، سریع، زنده

۶

nimble

چست، جلد، فرز، چابک، چالاک، زرنگ، تردست

۷

nifty

خیلى خوب، جذاب، زیرک، چالاک، نکته دان

۸

round

گرد، بى خرده، نوبت، گرد کردن، بى خرده کردن، گرد (gerd) کردن، کامل کردن، تکمیل کردن، دور زدن، مدور، گردى، منحنى، دایره وار، عدد صحیح، مبلغ زیاد

۹

light

به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى lightfooted

۱۰

ready

آماده کردن، مهیا کردن، حاضر کردن، آماده

۱۱

sharp

تیز، هشیار، دیز، نوک دار، تند، زننده، زیرک، تیز کردن sharp tripping