فرهنگ آریانپور
فرز
#۱۴۴٬۸۶۷
outgrowth
فرز، نتیجه، حاصل، برآمدگى، گوشت زیادى
spry
چابک، چالاک، زرنگ، فرز، باهوش، دانا briskly
agile
چابک، زرنگ، فرز، زیرک، سریع الانتقال
frisk
جست و خیز، حرکت تند و چالاک در رقص، تفتیش و جستجو (خصوصا براى اسلحه و اموال دزدى)، از خوشى جست و خیز کردن، تفتیش و جستجو کردن، بانشاط، مسرور، فرز
quick
تند، چابک، فرز، چست، جلد، سریع، زنده
nimble
چست، جلد، فرز، چابک، چالاک، زرنگ، تردست
nifty
خیلى خوب، جذاب، زیرک، چالاک، نکته دان
round
گرد، بى خرده، نوبت، گرد کردن، بى خرده کردن، گرد (gerd) کردن، کامل کردن، تکمیل کردن، دور زدن، مدور، گردى، منحنى، دایره وار، عدد صحیح، مبلغ زیاد
light
به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى lightfooted
ready
آماده کردن، مهیا کردن، حاضر کردن، آماده
sharp
تیز، هشیار، دیز، نوک دار، تند، زننده، زیرک، تیز کردن sharp tripping