فرهنگ آریانپور
فرجام
#۱۴۴٬۷۷۶
end
پایان، انتها، آخر، خاتمه، فرجام، سر، نوک، طرف، به پایان رساندن، تمام کردن، خاتمه دادن، خاتمه یافتن
ending
پایان، انتها، آخر، خاتمه، فرجام، سر، نوک، طرف، به پایان رساندن، تمام کردن، خاتمه دادن، خاتمه یافتن end
conclusion
پایان، فرجام، اختتام، انجام، نتیجه، استنتاج
finalization
به پایان رسانى، اتمام، انجام رسانى، فرجام
fate
سرنوشت، تقدیر، قضا و قدر، نصیبب و قسمت، مقدر شدن، به سرنوشت شوم دچار کردن
appeal
درخواست، التماس، جذبه، (حقوق) استیناف
finish
به پایان رسانیدن، تمام کردن، رنگ و روغن زدن، تمام شدن، پرداخت رنگ و روغن، دست کارى تکمیلى، پایان، پرداخت کار
closure
خاتمه، راى کفایت مذاکرات، عمل محصور شدن، دریچه، درب بطرى و غیره، دربستن، بستار، بسته شدن
destiny
سرنوشت، آبشخور، تقدیر، نصیب و قسمت
fortune
بحث و اقبال، طالع، خوش بختى، شانس، مال، دارایى، ثروت، اتفاق افتادن، مقدر کردن