فرهنگ آریان‌پور

فرج دار - خلل -

#۱۴۴٬۷۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

pored

سوراخ ریز، منفذ، روزنه، خلل و فرج، در دریاى تفکر غوطه ور شدن pore

۲

porose

(porous =) ـ خلل و فرج دار، متخلل، پر منفذ

۳

porous

(porose =) ـ خلل و فرج دار، متخلل، پر منفذ

۴

lenticellate

عدسک دار، منفذ دار، خلل و فرج دار