فرهنگ آریانپور
فرج دار - خلل -
#۱۴۴٬۷۷۰
pored
سوراخ ریز، منفذ، روزنه، خلل و فرج، در دریاى تفکر غوطه ور شدن pore
porose
(porous =) ـ خلل و فرج دار، متخلل، پر منفذ
porous
(porose =) ـ خلل و فرج دار، متخلل، پر منفذ
lenticellate
عدسک دار، منفذ دار، خلل و فرج دار