فرهنگ آریان‌پور

فرتور کردن

#۱۴۴٬۷۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

image

مجسمه، تمثال، شکل، پنداره، شمایل، تصویر، پندار، تصور، خیالى، منظر، مجسم کردن، خوب شرح دادن، مجسم ساختن، نگاره

۲

portray

تصویر کشیدن، توصیف کردن، مجسم کردن