فرهنگ آریان‌پور

فرتور

#۱۴۴٬۷۶۲

معنی‌های انگلیسی
۱

icon

شمایل، تمثال، تندیس، پیکر، تصویر، تصویر حضرت مسیح یا مریم و یا مقدسین مسیحى

۲

view

نما، منظره، نظریه، دیدن، نظر، عقیده، دید، چشم انداز، قضاوت، از نظر گذراندن

۳

frame

قاب، چارچوب، قاب کردن، قاب گرفتن، چارچوب گرفتن، طرح کردن، تنظیم کردن، بیان کردن، فرمول، قاعده، منطق، اسکلت، ساختمان، چهارچوب، تنه، بدن، پاپوش درست کردن

۴

figure

شکل، صورت، شخص، نقش، رقم، عدد، کشیدن، تصویر کردن، مجسم کردن، حساب کردن، شمردن، پیکر

۵

picture

تصویر، عکس، منظره، سینما، با عکس نشان دادن، روشن ساختن، نقاشى کردن، تصور، وصف، مجسم کردن

۶

likeness

شباهت، همانندى، شکل، شبیه، پیکر، تصویر

۷

painting

رنگ کردن، نگارگرى کردن، نقاشى کردن، رنگ شدن، رنگ نقاشى، رنگ paint

۸

portrayal

(معنى مجازى) تصویر، نمایش، مجسم سازى، تجسم، تعریف

۹

simulacrum

نمودناک، صورت خیالى، خیال، تمثال، شبح، شباهت وهمى، شباهت ریایى، شباهت تصنعى

۱۰

illustration

مثال، تصویر