فرهنگ آریان‌پور

فحش

#۱۴۴٬۱۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

malison

فحش، ناسزا، نفرین

۲

cuss

(curse =) ـ فحش، لعنت، فحش دادن، نفرین کردن

۳

damn

لعنت کردن، لعنت، فحش، بسیار، خیلى

۴

darn

رفو کردن، رفو، لعنتى، فحش

۵

swear

(past: swore ; past participle: sworn) ـ ناسزا، سوگند خوردن، قسم دادن، فحش، ناسزا گفتن

۶

sworn

(past: swore ; past participle: sworn) ـ ناسزا، سوگند خوردن، قسم دادن، فحش، ناسزا گفتن swear

۷

abusive

سوء استفاده، سوء استعمال، شیادى، فریب، دشنام، فحش، بد زبانى، تجاوز به عصمت، تهمت، تعدى ناسزاوار، زبان دراز، بدزبان، توهین آمیز

۸

swearword

قسم دروغ، بد دهانى، کفر گویى، فحش، ناسزا

۹

abuse

بد به کار بردن، بد استعمال کردن، سو استفاده کردن از، ضایع کردن، بد رفتارى کردن نسبت به، تجاوز به حقوق کسى کردن، به زنى تجاوز کردن، ننگین کردن

۱۰

expletive

(expletory =) ـ اشباعى، جایگیر، تکمیل کننده، پرکننده

۱۱

invective

پرخاش، سخن حمله آمیز، طعن، ناسزا گویى oath

۱۲

execration

نفرت، تنفر، نفرین، لعنت، مایه ى نفرت، زشتى