فرهنگ آریان‌پور

فحاشی‌ کردن

#۱۴۴٬۱۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

scold

آدم بد دهان، زن غرولندو، سرزنش کردن، بدحرفى کردن، اوقات تلخى کردن (به)، چوبکارى کردن

۲

vituperate

توبیخ کردن، بد گفتن، ناسزا گفتن، سرزنش کردن، عیب جویى کردن