فرهنگ آریان‌پور

فترت

#۱۴۴٬۰۳۱

معنی‌های انگلیسی
۱

interregnum

فترت، فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر، دوره حکومت موقتى، فاصله

۲

recess

عقب نشینى، پس زنى، پس رفت کردن، بازگشت، فترت، دوره فترت، تعطیل موقتى، تنفس، گوشه، کنار، پستى، تورفتگى، موقتا تعطیل کردن، طاقچه ساختن، مرخصى گرفتن، تنفس کردن

۳

interval

فاصله، مدت، فرجه، ایست، وقفه، فترت، خلال

۴

interim

موقتى، موقت، فیمابین، فاصله، خلال مدت

۵

interruption

انقطاع، تعلیق، وقفه، ایجاد وقفه