فرهنگ آریان‌پور

فتح‌ کردن

#۱۴۴٬۰۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

conquer

پیروزى یافتن بر، فتح کردن، تسخیر کردن

۲

take

(past: took ; past participle: taken) ـ گرفتن، ستاندن، لمس کردن، بردن، برداشتن، خوردن، پنداشتن

۳

carry

رقم نقلى، بردن، به دوش گرفتن، حمل کردن، حمل و نقل کردن