فرهنگ آریانپور
فتالیدن
#۱۴۴٬۰۲۱
rip
شکافتن، پاره کردن، دریدن، شکاف، چاک
shower
رگبار، درشت باران، دوش، باریدن، دوش گرفتن
spread
(past: spread ; past participle: spread) ـ پخش کردن، گستردن، فرش کردن، گسترش یافتن، منتشر شدن، بسط و توسعه یافتن، گسترش، وسعت، شیوع، پهن کردن، پهن شدن
scatter
پراکنده کردن، پراکنده شدن، متفرق کردن، پراکندن، پخش کردن، از هم جدا کردن، پراکنده و پریشان کردن، افشاندن