فرهنگ آریان‌پور

فتالیدن

#۱۴۴٬۰۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

rip

شکافتن، پاره کردن، دریدن، شکاف، چاک

۲

shower

رگبار، درشت باران، دوش، باریدن، دوش گرفتن

۳

spread

(past: spread ; past participle: spread) ـ پخش کردن، گستردن، فرش کردن، گسترش یافتن، منتشر شدن، بسط و توسعه یافتن، گسترش، وسعت، شیوع، پهن کردن، پهن شدن

۴

scatter

پراکنده کردن، پراکنده شدن، متفرق کردن، پراکندن، پخش کردن، از هم جدا کردن، پراکنده و پریشان کردن، افشاندن