فرهنگ آریان‌پور

فاسد کردن

#۱۴۳٬۶۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

corrupt

فاسد کردن، خراب کردن، فاسد

۲

vitiate

فاسد کردن، تباه کردن، معیوب ساختن، خراب کردن، ناپاک ساختن، فاسد شدن، تباه شدن، بلااثر کردن

۳

ruin

نابودى، خرابى، خرابه، ویرانه، تباهى، خراب کردن، فنا کردن، فاسد کردن

۴

addle

چرکى، باطلاق، کثافت، (مجازى) سختى، گرفتارى، آدم بى کله، گندیده، فاسد ضایع کردن، فاسد کردن، ضایع شدن، فاسد شدن، رسیدن، عمل آمدن، گیج کردن، خرف کردن

۵

erode

فرسائیدن، خوردن، سائیدن، فاسد کردن، سائیده شدن

۶

taint

لکه دار کردن، رنگ کردن، آلوده شدن، لکه، ملوث کردن، فاسد کردن، عیب

۷

canker

ماشرا، خوره، آکله، یک جور آفت درختان میوه، نوعى شته یاکرم، فاسد کردن، فاسدشدن

۸

debauch

هرزگى، هرزه کردن، فاسد کردن، الواطى کردن، عیاشى

۹

deprave

تباه کردن، فاسد کردن

۱۰

bastardize

حرامزاده خواندن، فاسد کردن، پست شدن

۱۱

eaten

(past: ate ; past participle: eaten) ـ خوردن، مصرف کردن، تحلیل رفتن eat

۱۲

contaminate

آلودن، ملوث کردن، سرایت دادن destroy putrefy