فرهنگ آریان‌پور

فاسد شده

#۱۴۳٬۶۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

crumblings

چیز خرد شده، فاسد شده، زوال یافته

۲

worm eaten

کرم خورده، سوراخ شده، فاسد شده (به وسیله کرم)، کهنه، سالخورده، پیر، کهنسال، بى ارزش