فرهنگ آریانپور
فاسد شده
#۱۴۳٬۶۳۰
crumblings
چیز خرد شده، فاسد شده، زوال یافته
worm eaten
کرم خورده، سوراخ شده، فاسد شده (به وسیله کرم)، کهنه، سالخورده، پیر، کهنسال، بى ارزش
#۱۴۳٬۶۳۰
چیز خرد شده، فاسد شده، زوال یافته
کرم خورده، سوراخ شده، فاسد شده (به وسیله کرم)، کهنه، سالخورده، پیر، کهنسال، بى ارزش