فرهنگ آریانپور
غوغا کردن
#۱۴۲٬۵۹۷
jangle
جنجال، قیل و قال، داد و بیداد، غوغا، جنجال کردن، داد و بیداد کردن، غوغا کردن
din
صداى بلند، غوغا، طنین بلند، طنین افکندن
mob
انبوه مردم، جمعیت، غوغا، ازدحام کردن
rage
دیوانگى، خشم، غضب، خروشیدن، میل مفرط، خشمناک شدن، غضب کردن، شدت داشتن
roar
خروش، خروشیدن، غرش کردن، غریدن، داد زدن، داد کشیدن
teem
پر بودن، فراوان بودن، بارور بودن، زائیدن
clamor
(clamour =) ـ بانگ، غوغا، سر و صدا، غریو کشیدن، مصرانه تقاضا کردن