فرهنگ آریان‌پور

غوغا کردن

#۱۴۲٬۵۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

jangle

جنجال، قیل و قال، داد و بیداد، غوغا، جنجال کردن، داد و بیداد کردن، غوغا کردن

۲

din

صداى بلند، غوغا، طنین بلند، طنین افکندن

۳

mob

انبوه مردم، جمعیت، غوغا، ازدحام کردن

۴

rage

دیوانگى، خشم، غضب، خروشیدن، میل مفرط، خشمناک شدن، غضب کردن، شدت داشتن

۵

roar

خروش، خروشیدن، غرش کردن، غریدن، داد زدن، داد کشیدن

۶

teem

پر بودن، فراوان بودن، بارور بودن، زائیدن

۷

clamor

(clamour =) ـ بانگ، غوغا، سر و صدا، غریو کشیدن، مصرانه تقاضا کردن