غوغا
#۱۴۲٬۵۹۳
affray
غوغا، نزاع، سلب آرامش مردم، مزاحمت فراهم آوردن، ترساندن، هراسانیدن
din
صداى بلند، غوغا، طنین بلند، طنین افکندن
mob
انبوه مردم، جمعیت، غوغا، ازدحام کردن
fray
ترس، وحشت، غوغا، نبرد، نزاع، ترساندن، هراسانیدن، جنگ کردن، سائیدن، فاقد نیرو کردن، ضعیف کردن، فرسوده شدن
peal
صداى پیوسته، صداى مسلسل، غوغا، طنین متناوب، ناقوس یا زنگ، صداى ناقوس، غریدن، ترق و تروق کردن، هیاهو و غوغا کردن، صداى گوشخراش دادن
rave
دیوانه شدن، جار و جنجال راه انداختن، با بى حوصلگى حرف زدن، دیوانگى، غوغا
riot
آشوب، شورش، فتنه، بلوا، غوغا، داد و بیداد، عیاشى کردن، شورش کردن
melee
ستیزه، غوغا، مغلوبه شدن جنگ
ruckus
(زبان عامیانه، در گویش) غوغا، آشوب، همهمه، هیاهو خودمانی
clamor
(clamour =) ـ بانگ، غوغا، سر و صدا، غریو کشیدن، مصرانه تقاضا کردن
jangle
جنجال، قیل و قال، داد و بیداد، غوغا، جنجال کردن، داد و بیداد کردن، غوغا کردن
clamour
(clamor =) ـ بانگ، غوغا، سر و صدا، غریو کشیدن، مصرانه تقاضا کردن
pandemonium
مرکز دوزخ، کاخ شیطان، دوزخ، غوغا
hurly burly
آشوب، غوغا، پر آشوب
scrum
(scrummage =) ـ نوعى بازى فوتبال راگبى