فرهنگ آریانپور
غوطه ور کردن
#۱۴۲٬۵۸۸
float
جسم شناور بر روى آب، سوهان پهن، بستنى مخلوط با شربت و غیره، شناور شدن، روى آب ایستادن، سوهان زدن، شناور بودن، شناور ساختن
swamp
سیاه آب، مرداب، باتلاق، در باتلاق فرو بردن، دچار کردن، مستغرق شدن
submerge
(submers =) ـ در آب فرو بردن، زیر آب کردن، غوطه ور ساختن، پوشاندن، مخفى کردن