فرهنگ آریان‌پور

غوطه ور کردن

#۱۴۲٬۵۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

float

جسم شناور بر روى آب، سوهان پهن، بستنى مخلوط با شربت و غیره، شناور شدن، روى آب ایستادن، سوهان زدن، شناور بودن، شناور ساختن

۲

swamp

سیاه آب، مرداب، باتلاق، در باتلاق فرو بردن، دچار کردن، مستغرق شدن

۳

submerge

(submers =) ـ در آب فرو بردن، زیر آب کردن، غوطه ور ساختن، پوشاندن، مخفى کردن