فرهنگ آریان‌پور

غوطه دادن

#۱۴۲٬۵۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

dip

شیب، غوطه دادن، تعمید دادن، غوطه ور شدن، پایین آمدن، سرازیرى، جیب بر، فرو رفتگى، غسل

۲

dunk

در مایع فرو کردن (هنگام خوردن)، غوطه دادن

۳

soak

خیساندن، خیس خوردن، رسوخ کردن، به وسیله مایع اشباع شدن، غوطه دادن، در آب فرو بردن، عمل خیساندن، خیس خورى، غوطه، غوطه ورى، غسل

۴

immerge

فرو بردن، غوطه دادن (در آب یا مایع دیگرى)، غسل ارتماسى دادن، فرو رفتن

۵

immerse

فرو بردن، زیر آب کردن، پوشاندن، غوطه دادن، غسل ارتماسى دادن (براى تعمید)

۶

duck

اردک، مرغابى، اردک ماده، غوطه، غوض، زیر آب رفتن، غوض کردن