فرهنگ آریان‌پور

غوطه

#۱۴۲٬۵۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

plunge

غوطه، شیرجه، گودال عمیق، سرازیرى تند، سقوط سنگین، فرو بردن، غوطه ور ساختن، شیب تند پیدا کردن، شیرجه رفتن، ناگهان داخل شدن

۲

ducking

غوطه (خورى)، خم کردن سر مانند اردک، شکار اردک وحشى

۳

dip

شیب، غوطه دادن، تعمید دادن، غوطه ور شدن، پایین آمدن، سرازیرى، جیب بر، فرو رفتگى، غسل

۴

duck

اردک، مرغابى، اردک ماده، غوطه، غوض، زیر آب رفتن، غوض کردن

۵

soak

خیساندن، خیس خوردن، رسوخ کردن، به وسیله مایع اشباع شدن، غوطه دادن، در آب فرو بردن، عمل خیساندن، خیس خورى، غوطه، غوطه ورى، غسل