فرهنگ آریان‌پور

غلط

#۱۴۲٬۲۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

agley

غلط، نازیبا، زشت

۲

unsound

غلط، ناسالم، ناخوش، نادرست، ناصحیح

۳

fallacious

غلط، سفسطه آمیز

۴

awry

منحرف، غلط، کج، چپ چپ، بدشکل، به طور مایل، زشت

۵

foul

ناپاک، پلید، شنیع، ملعون، غلط، نادرست، خلاف، طوفانى، حیله، جرزنى، بازى بى قاعده، ناپاک کردن، لکه دار کردن، گوریده کردن، چرک شدن، به هم خوردن، گیر کردن، نارو زدن (در بازى) ـ

۶

amiss

نادرست، غلط، بیمورد، بد، کثیف، گمراه، منحرف، منحط

۷

error

لغزش، اشتباه، غلط، سهو، خطا، عقیده نادرست، تقصیر error ـ (46)

۸

False

دروغ، کذب، کاذبانه، مصنوعى، دروغگو، ساختگى، نادرست، غلط، قلابى، بدل

۹

phony

(phoney =) ـ نادرست، غیر موثق، غلط، حقه باز، ساختگى

۱۰

wrong

نادرست، غلط، خطا، اشتباه، تقصیر و جرم غلط، ناصحیح، غیر منصفانه رفتار کردن، بى احترامى کردن به، سهو

۱۱

phoney

(phony =) ـ نادرست، غیر موثق، غلط، حقه باز، ساختگى

۱۲

peccant

گناهکار، اشتباه کار، غلط، ناصحیح، خطا، (پزشکى) ناخوش، فاسد

۱۳

fallacy

سفسطه، دلیل سفسطه آمیز، استدلال غلط

۱۴

erroneous

نادرست، غلط، پر از غلط، اشتباه، مغلوط

۱۵

mutilated

ناقص (شده) اندام بریده، مغلوط، غلط، تحریف شده

۱۶

inaccurate

غیردقیق، ناصحیح، غلط، نادرست

۱۷

improper

ناشایسته، نامناسب، بى جا، خارج از نزاکت، ناسره واژه هاى شامل