فرهنگ آریان‌پور

غلتیدن

#۱۴۲٬۲۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

wallow

غلتیدن، در گل و لاى غوطه خوردن

۲

roll

طومار، لوله، توپ (پارچه و غیره)، صورت، ثبت، فهرست، پیچیدن، چیز پیچیده، چرخش، گردش، غلتک، نورد، غلتاندن، غلت دادن، غل دادن، غلتک زدن، گرد کردن، به دوران انداختن، غلتیدن، غلت خوردن، گشتن، تراندن، تردادن، تلاطم داشتن

۳

slither

لغزش، غلت، آشغال، سنگریزه، تراشه، شکاف، سریدن، خزیدن، غلتیدن

۴

trundle

چرخک، غلتک، بارکش کوتاه، تراندن، غلتاندن، گشتن، چرخیدن، غل خوردن