فرهنگ آریان‌پور

غلتک زدن

#۱۴۲٬۲۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

roll

طومار، لوله، توپ (پارچه و غیره)، صورت، ثبت، فهرست، پیچیدن، چیز پیچیده، چرخش، گردش، غلتک، نورد، غلتاندن، غلت دادن، غل دادن، غلتک زدن، گرد کردن، به دوران انداختن، غلتیدن، غلت خوردن، گشتن، تراندن، تردادن، تلاطم داشتن

۲

calender

مهره کشیدن، برق انداختن، فشار دهنده

۳

steamroller

جاده صاف کن داراى نیروى بخار، با جاده صاف کن جاده را صاف کردن، خرد کردن