فرهنگ آریانپور
غلتک زدن
#۱۴۲٬۲۷۷
roll
طومار، لوله، توپ (پارچه و غیره)، صورت، ثبت، فهرست، پیچیدن، چیز پیچیده، چرخش، گردش، غلتک، نورد، غلتاندن، غلت دادن، غل دادن، غلتک زدن، گرد کردن، به دوران انداختن، غلتیدن، غلت خوردن، گشتن، تراندن، تردادن، تلاطم داشتن
calender
مهره کشیدن، برق انداختن، فشار دهنده
steamroller
جاده صاف کن داراى نیروى بخار، با جاده صاف کن جاده را صاف کردن، خرد کردن