فرهنگ آریان‌پور

غلتک

#۱۴۲٬۲۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

roller

غلتک، بام غلتان، استوانه، نورد، غلطک

۲

roll

طومار، لوله، توپ (پارچه و غیره)، صورت، ثبت، فهرست، پیچیدن، چیز پیچیده، چرخش، گردش، غلتک، نورد، غلتاندن، غلت دادن، غل دادن، غلتک زدن، گرد کردن، به دوران انداختن، غلتیدن، غلت خوردن، گشتن، تراندن، تردادن، تلاطم داشتن

۳

sledge

سورتمه، غلتک، چکش آهنگرى، پتک، پتک زدن، سورتمه راندن

۴

trundle

چرخک، غلتک، بارکش کوتاه، تراندن، غلتاندن، گشتن، چرخیدن، غل خوردن

۵

drum

چلیک، طبل، دهل، ظرف استوانه شکل، طبل زدن، طبله

۶

calender

مهره کشیدن، برق انداختن، فشار دهنده