فرهنگ آریانپور
غش کردن
#۱۴۲٬۰۷۶
swoon
(swound =) ـ غش، ضعف، غش کردن، سست شدن
swound
(swoon =) ـ (معنى مجازى) غش کردن
collapse
فرو ریختن، متلاشى شدن، دچار سقوط و اضمحلال شدن، غش کردن، آوار
syncopate
هم برش کردن، از میان کوتاه کردن، مخفف کردن، غش کردن، حالت غش یا سنکوپ پیدا کردن، غشى شدن
faint
کم، کمى، اندکى، به طور خفیف، بسستى، درحال ضعف