فرهنگ آریان‌پور

غش کردن

#۱۴۲٬۰۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

swoon

(swound =) ـ غش، ضعف، غش کردن، سست شدن

۲

swound

(swoon =) ـ (معنى مجازى) غش کردن

۳

collapse

فرو ریختن، متلاشى شدن، دچار سقوط و اضمحلال شدن، غش کردن، آوار

۴

syncopate

هم برش کردن، از میان کوتاه کردن، مخفف کردن، غش کردن، حالت غش یا سنکوپ پیدا کردن، غشى شدن

۵

faint

کم، کمى، اندکى، به طور خفیف، بسستى، درحال ضعف