فرهنگ آریانپور
غش کردن
#۱۴۲٬۰۷۵
swoon
(swound =) ـ غش، ضعف، غش کردن، سست شدن
collapse
فرو ریختن، متلاشى شدن، دچار سقوط و اضمحلال شدن، غش کردن، آوار
faint
کم، کمى، اندکى، به طور خفیف، بسستى، درحال ضعف
#۱۴۲٬۰۷۵
(swound =) ـ غش، ضعف، غش کردن، سست شدن
فرو ریختن، متلاشى شدن، دچار سقوط و اضمحلال شدن، غش کردن، آوار
کم، کمى، اندکى، به طور خفیف، بسستى، درحال ضعف