فرهنگ آریان‌پور

غریو

#۱۴۲٬۰۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

hullabaloo

غریو، هیاهو، خروش، همهمه، شلوغ، آشفتگى

۲

boom

غرش (توپ یاامواج)، صداى غرش، غریو، پیشرفت یا جنبش سریع و عظیم، توسعه عظیم (شهر)، غریدن، غریو کردن (مثل بوتیمار)، بسرعت درقیمت ترقى کردن، توسعه یافتن، تیر کوچک

۳

outcry

فریاد، داد، غریو، حراج، مزایده، بیداد

۴

uproar

هنگامه، غوغا، بلوا، داد و بیداد، غریو، شورش، همهمه

۵

clamor

(clamour =) ـ بانگ، غوغا، سر و صدا، غریو کشیدن، مصرانه تقاضا کردن

۶

cannonade

به توپ بستن، توپ اندازى، غریو

۷

whoop

صداى بلند مثل سرفه، صداى سیاه سرفه، فریاد، صداى جغد و مانند آن، فریاد کردن

۸

roaring

خروش، خروشیدن، غرش کردن، غریدن، داد زدن، داد کشیدن

۹

applause

کف زدن، هلهله کردن، تشویق و تمجید، تحسین

۱۰

ejaculation

بیرون دادن، انزال