فرهنگ آریانپور
غریو
#۱۴۲٬۰۱۳
hullabaloo
غریو، هیاهو، خروش، همهمه، شلوغ، آشفتگى
boom
غرش (توپ یاامواج)، صداى غرش، غریو، پیشرفت یا جنبش سریع و عظیم، توسعه عظیم (شهر)، غریدن، غریو کردن (مثل بوتیمار)، بسرعت درقیمت ترقى کردن، توسعه یافتن، تیر کوچک
outcry
فریاد، داد، غریو، حراج، مزایده، بیداد
uproar
هنگامه، غوغا، بلوا، داد و بیداد، غریو، شورش، همهمه
clamor
(clamour =) ـ بانگ، غوغا، سر و صدا، غریو کشیدن، مصرانه تقاضا کردن
cannonade
به توپ بستن، توپ اندازى، غریو
whoop
صداى بلند مثل سرفه، صداى سیاه سرفه، فریاد، صداى جغد و مانند آن، فریاد کردن
roaring
خروش، خروشیدن، غرش کردن، غریدن، داد زدن، داد کشیدن
applause
کف زدن، هلهله کردن، تشویق و تمجید، تحسین
ejaculation
بیرون دادن، انزال