فرهنگ آریان‌پور

غریزی

#۱۴۲٬۰۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

instinctive

غریزى، فطرى، طبیعى، غیر ارادى، خودبخود instinctual

۲

inbred

ذاتى، جبلى، فطرى، غریزى، ایجاد شده بر اثر تخم کشى از موجودات هم تیره

۳

innate

درون زاد، ذاتى، فطرى، جبلى، مادرزاد، طبیعى، لاینفک، اصلى، داخلى، درونى، چسبنده، غریزى

۴

inborn

درون زاد، نهادى، موروثى، جبلى (jabelly)، ذاتى، فطرى

۵

primeval

پیشین، اولیه، بسیار کهن، باستانى

۶

untaught

تعلیم نیافته، درس نخوانده، نادان، فرانگرفته visceral